811 بازدید

داستان دو بازاریاب کفش در جزیره

داستان دو بازاریاب کفش در جزیره
داستان دو بازاریاب کفش در جزیره

داستان دو بازاریاب کفش در جزیره 

دو فروشنده کفش برای فروش کفش‌های فروشگاهشان به جزیره‌ای اعزام شدند.

فروشنده اول پس از ورود به جزیره با حیرت فهمید که هیچ‌کس کفش نمی ‌پوشد.

فورا تلگرامی به دفتر فروشگاه در شیکاگو فرستاد و گفت: فردا برمی‌گردم. اینجا هیچ‌کس کفش نمی‌پوشد.

فروشندۀ دوم هم از دیدن همان واقعیت حیرت کرد. فورا این تلگرام را به دفتر فروشگاه خود فرستاد:

لطفا ۱۰۰۰ جفت کفش بفرستید. اینجا همه کفش لازم دارند. فرق بین مانع و فرصت چیست؟ نگرش ما نسبت به آن. انسانهای موفق در هر موقعیتی به دنبال فرصتها هستند…

 

پیشنهاد میکنیم :  کتاب حکایت دولت و فرزانگی

 

این مطالب رو هم پیشنهاد می‌کنیم ببینید

درباره نویسنده: admin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *